آیا محتاج محبت و تأیید دیگرانید؟

 

ما موجوداتی اجتماعی هستیم. در نتیجه ی این اجتماعی بودن، «تنهایی» و «طرد شدن» دو موقعیت ناخوشایندی است که در این فرایند تجربه می کنیم. ما میل شدیدی برای همراهی با دیگران و مورد قبول واقع شدن داریم و زمانی که دیگران ما را می پذیرند و تأیید می کنند، احساس امنیت می کنیم و خشنود و راضی می شویم. اما مشکلی زمانی بروز می کند که این گرایش انسانی، خود را به صورت نیاز شدید به تأیید و محبت دیگران نشان دهد.
   اگر خود را فقط زمانی که مورد محبت و تأیید دیگران قرار می گیریم، بپذیریم، ارزشمندیمان را بر پایه ی سست و بی اعتبار نظر مردم قرار داده ایم. این موضوع طوری شما را به دیگران وابسته می کند که همواره نگران ترک شدن هستید. اگر فرد مورد علاقه تان شما را ترک کند، احساس بی ارزشی و تأیید نشدن می کنید. اگر پذیرش خودتان را مشروط به محبت و توجه دیگران کنید، مدام در جستجوی تأیید مجدد هستید و در این حالت، همواره از دیگران پرسش هایی از این قبیل می کنید: «آیا من خوبم؟»، «آیا دوستم داری؟»، «چه فکری می کنی؟»، «آیا ظاهرم خوب است؟» . پرسش هایی که اگر جواب مثبت دریافت نکند، به فروپاشی احساسی شما منجر می شود. معمولاً این افراد هر اظهار نظر مخالفی را حمله به ارزش وجودی خود می پندارند.


پذیرش خویشتن

برای غلبه بر تمایل شدید به مورد تأیید قرار گرفتن، مهم ترین کار پذیرش نامشروط خود است. ربط دادن احساس ارزشمندی به نظر و نگاه دیگران، قرار دادن خود در موضع خطر است و احساس ارزشمندی ما را دچار اغتشاش می کند. معقول تر آن است که ارزش شخصی خود را بر اساس جنبه های خوب و بدمان قرار دهیم که کنترل لازم را بر آن داریم. اطرافین ممکن است روزی اعمال و رفتار شما را تأیید کنند و روز دیگر نکنند، یک روز ممکن است مورد محبت قرار بگیرید و روز دیگر مورد شماتت و انتقاد. روزی ممکن است شما را بپذیرند و روز دیگر ردتان کنند. قرار دادن چنین پایه ای برای احساس ارزشمندی، نه دقیق و معتبر است نه خردمندانه.

فریب نخورید

ارتباط دادن احساس ارزشمندی به توجه و تأیید دیگران شاید جذاب و دلنشین باشد. شاید تأیید دیگران باعث مسرت شما شود، زیرا آن ها ضعف هایتان را متذکر نمی شوند. اما به یاد داشته باشید اگر زمانی برسد که دیگران تأییدتان نکنند و نقاط قوت شما را متذکر نشوند، آن وقت خود را سرشکسته و ناکام احساس می کنید. احساس ارزشمندی یعنی پذیرش خود چنان که واقعاً هستید؛ واقعیتی که شامل توانایی ها و ناتوانی های ماست. همه ی ما همواره قوت ها و ضعف هایی داریم. از این رو، بهترین کار، تعیین احساس ارزشمندی بر اساس ارزیابی شخصی یا خود ارزیابی فردی خودمان است. 

تعیین اهداف

برای کسانی که احساس ارزشمندی خود را بر اساس علاقه و تأیید دیگران قرار می دهند، سه چیز بسیار مهم است: اول تعارفاتی که با دیگران رد و بدل می کنند، دوم آن که چقدر مورد قبول و تأیید دیگران واقع شوند و سوم انتقادهایی که از آن ها می شود.
   رد و بدل کردن تعارفات، نیازمند توجه به نقاط قوت خود و دیگران است. داشتن این دید که توانایی هایی دارید، به شما این توان را می دهد که از مردمی که برای انجام یک کار خوب تشویق و تحسینتان می کنند، صادقانه تشکر کنید. وقتی از کسی تشکر می کنید، نقاط قوت و توانایی او را تحسین می کنید و این بدون چشم داشت نسبت به قدردانی متقابل او از شماست.
   مورد قبول واقع شدن، هدف نهایی افرادی است که نیازمند تأیید و توجه دیگران هستند. برای آن که این هدف قابل دستیابی باشد، آن را به اجزای کوچکتر تقسیم می کنیم. برای مثال برخی اهداف جزئی می توانند این گونه باشند:

- تنهایی به تئاتر بروید.
- برای پرورش یکی از توانمندی های خود عضو گروهی جدید بشوید.
- برای خوردن غذا تنها به رستوران بروید.
- به کتابخانه های عمومی بروید و در سالن مطالعه ی آن کتاب بخوانید.

   اما فرایند انتقاد کردن، دشوارتر است. پذیرش اشتباهات به عنوان بخشی از ماهیت انسانی ما نقش مهمی در زندگی ایفا می کند. اگر شما خود را انسانی همانند دیگران که ضعف هایی هم دارند، بپذیرید، می توانید بهتر پذیرای انتقاد باشید. گاهی دوستان، خانواده و همکاران متذکر نکات مثبت شخصیت شما می شوند و گاهی به نکات منفی اشاره می کنند، لازم نیست احساس ارزشمندی خود را به ستایش یا نکوهش دیگران وابسته ببینیم، چیزی که هیچ گونه کنترلی بر آن نداریم.


دام های فکری

در نظر داشتن تمایز واقعی بین یک نیاز و یک خواسته، اساس غلبه بر افکاری است که در آن توجه و تأیید دیگران بسیار مهم تلقی می شود. اگر عشق و احساس تعلق از عزیزان و اطرافیان دریافت نکنیم، شادمانی و رضایتمندی از زندگی تهدید می شود. پس نیاز داریم ظرف عشق و احساس تعلق خود را پر کنیم. اما این نیاز است. خواسته یعنی این نیاز را فرد یا افراد خاصی حتماً برآورده کنند. توقع دریافت عشق و تأیید از سوی همگان اگرچه زندگی را مطبوع می کند اما فقط در نتیجه ی تأیید دیگران نیست که زندگی خشنودکننده و لذتبخش می شود. مورد توجه قرار گرفتن و مورد انتقاد واقع نشدن یک خواسته است، نه آن که نیاز اساسی ما باشد. 
   دام فکری دیگر تنها بودن و تفاوت آن با احساس بی کسی است. احساس بی کسی احساس نامطبوعی است که به معنای جدا ماندن از انسان های دیگر است. ممکن است در میان جمع باشیم اما باز احساس تنهایی کنیم. اما تنها بودن احساس خیلی بدی نیست؛ زیرا در تنهایی امکان پرداختن به مسائل مورد علاقه مان را پیدا می کنیم. با گسترش علایق، احتمالاً با اشخاص بیشتری مواجه خواهید شد، کسانی که شما را قابل توجه خواهند یافت. در عوض، کسانی که بیشتر وقت خود را در تنهایی سپری می کنند، احساس بی کسی خواهندکرد، مردم از او دور می شوند و در نهایت منزوی گوشه گیر خواهد شد.

توجه داشته باشید:
 که ارزش وجودی شما به نظر مثبت یا تأیید دیگران وابسته نیست.
 در صورت ذکر نقاط قوت و ضعفتان از سوی دیگران، نسبت به آن گشوده باشید.
 به مسائل با دید باز نگاه کنید. همه ما خواهان محبت و توجه دیگران هستیم، اما این تنها یک خواسته است نه نیاز اساسی و حیاتی.

برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با خدمات مشاوره روانشناسی تلفنی،مشاوره فردی،مشاوره نوجوان،مشاورهدرمانی ودرمان افسردگی... در غرب تهران به شماره های درج شده در صفحه نخست سایت دنیا رضایی مراجعه نمایید.

با تشکر
مرکز مشاوره و روانشناسی مهرآسا بهترین مرکز مشاوره روانشناسی (مشاوره تلفنی روانشناسی 


دیگر مقالات مرتبط روانشناسی

:: درمان وسواس فکری و عملی(با افکار وسواسی چه کنم؟)
:: درمان افسردگی (آیا افسرده هستم؟)
:: درمان وسواس فکری(هر فکری که به ذهنتان خطور می کند، باور نکنید.)
:: مشاوره تلفنی ازدواج(آدم‌هاي خوبي که نبايد با آنها ازدواج کنيد!)
:: درمان اضطراب(چطور از شر اضطرابم خلاص شم)
:: مشاوره تحصیلی تلفنی(چند نکته کلی مطالعه ی بهتر مطالب درسی)
:: مشاوره خانواده(راز عشق های ماندگار)
:: درمان اضطراب و استرس( کاهش نگرانی با پذیرش بلاتکلیفی های زندگی)
:: مشاوره خانواده تلفنی(علل نابسامانیهای زناشویی)
:: درمان ترس و استرس(غذا دادن به ببر)


Share تاريخ: 1396/11/01 مشاهده : 151

, , , ,



گذاشتن نظر